تبدیل سم آلاینده محیط به محصول ارزشمند پرسود در پتروشیمی خراسان
سال 1393 به عنوان مدیر عامل پتروشیمی خراسان منصوب شدم. بنده از سال 1391 عضو هیات مدیره موظف بودم.
در جلسات با مدیران واحدها و مدیران ارشد اجرایی بر افزایش ظرفیت تولید واحدهای آمونیاک، اوره و ملامین تاکید مداومی داشتم، یک روز آقای زورمند رئیس واحد اوره نزد بنده آمده و فرمودند روی برنامه ای در حال مطالعه هستند که در صورت اجرایی شدن بین 15 تا 20 تن در شبانه روز به تولید اوره اضافه خواهد شد و طرح خود را شرح دادند بنده مشتاقانه طرح ایشان را شنیدم و با جناب خانلقی رئیس مجتمع و آقای اردکانی رئیس بهره برداری و آقای ناصری رئیس تحقیق و توسعه مشورت نمودم همه این بزرگواران کلیت طرح را تائید نمودند
ماجرا این بود که روزانه 10 الی 15 تن آمونیاک از بالای واحد آمونیاک در هوا پراکنده می شد و میزان مسمومیت آن در حدی بود که بعضا پرنده هایی که از بالای واحد آمونیاک پرواز می کردند مسموم شده و بر زمین سقوط می کردند. اهالی روستاهای اطراف نیز از بابت بوی بد آمونیاک و عواقب آن هر سال اعتراض می نمودند خصوصا زمانهایی که جریان باد به سمت روستا بود این وضعیت مردم را بیشتر آزار می داد. با محاسبات انجام شده مشخص شد که حجم آمونیاکی که هر به هدر می رفت بین 10 الی 15 تن در شبانه روز بود. لذا حل اساسی این مشکل و بهره برداری از آمونیاک سمی که محیط را آلوده می نمود در برنامه کاری قرار گرفت.
اما در خصوص ریسک های آن نگران هایی وجود داشت خصوصا اینکه برخی اعتقاد داشتند بدون هماهنگی با لایسنسور واحد نمی توان در طراحی سینی مد نظر واحد اوره تغییر ایجاد کرد. جهت بررسی دقیق موضوع چند جلسه از سلسله جلسات بررسی طرح ها و پیشنهادهای اصلاحی را به این موضوع اختصاص دادیم(در جلسات ذکر شده شخصا حضور می یافتم) در جلسات حدود 10 مدیر و کارشناس موافق و همین تعداد مدیر و کارشناس مخالف یا منتقد طرح را در سالن جلسات دعوت می کردیم و آنها در حضور مدیرعامل، رئیس مجتمع و رئیس بهره برداری می بایست شروع به شرح طرح و مزیت ها و روش اجرای آن و ریسک های احتمالی و روش مواجهه با ریسک ها می پرداختند جلسات بسیار چالشی بود حدود سه ماه این جلسات به طول انجامید و بنده در این مدت تا حدود زیادی به طرح اشراف پیدا نمودم و بصورت فردی با کارشناسان مختلف در این خصوص مشورت می نمودم. یکی از این کارشناسان مجرب فرمودند با نماینده لایسنسور غیر رسمی صحبت داشتند و ایشان این طرح را تائید کردند البته چون ایران در تحریم شدید قرار داشت امکان هیچ گونه مکاتبه و مذاکره رسمی یا حتی ارتباط از طریق تلفن و ایمیل بای لایسنسور وجود نداشت. در جلسه تصمیم گیری نهایی که همه مدیران و کارشناسان مرتبط در آن حضور داشتند و حدود 4 ساعت به طول انجامید دو بحث اصلی این بود که با حفظ چینش سوراخهای سینی تعداد سوراخ ها را اضافه نمود یا سوراخ های سینی را گشاد تر کرد البته ساخت درام دوم نیز در برنامه بود که منصوب شد. می بایست مدیرعامل با توجه به همه مطالب مطرح شده تصمیم گیری می کرد منتقدین به مدیرعامل تاکید می کردند که ریسک نکند و موقعیت خود را به خطر نیاندازد چون اگر طرح به نتیجه نرسد بدخواهان شروع به سم پاشی خواهند نمود موافقین هم خیلی بر اجرای طرح اصرار نداشتند بنده به رئیس مجتمع گفتم بنده قانع شدم که طرح افزایش تعداد سوراخ های سینی با حفظ چارچوب چیدمان سوراخ ها باید اجرا شود و در اولین شات دان که برای واحد اوره اتفاق افتاد در فاصله راه اندازی واحد باید طرح را اجرا کنیم لذا تجهیزات مورد نیاز بر اساس طراحی مد نظر رئیس واحد اوره آماده سازی شود. البته در این مسیر کارشناسان واحد فرآیند نقش فعالی داشتند و جناب مهندس رعنایی نسب نقطه نظرات خوبی ارائه می نمودند.
چند ماه بعد by pass MOV-1011 لاین انتقال هیدروژن واحد آمونیاک دچار نشتی شد و زمانی که تیم تعمیرات در حال کار روی آن جهت رفع نشتی و تزریق کلمپس بودند با توجه به وجود فشار 40 بار در آن لاین کل ولو با شدت کنده و پرتاب شد و شدت پرتاب به حدی بود که آن ولو فلزی سنگین تا حدود200 متر آنطرف تر به هوا پرتاب شد و هیدروژن با شدت شروع به نشت نمود که دو نفر از تیم تعمیرات با وجود اینکه کمی مسدوم شدند از خود گذشتگی کرده و با کمک دو نیروی شجاع و وظیفه شناس آتشنشانی توانستند ولو اصلی را ببندند و از وقوع یک انفجار جلوگیری کنند
بعد از این واقعه واحدها از مدار خارج شدند و جلسات تجزیه و تحلیل این حادثه با حضور مدیرعامل برگذار شد. مدیرعامل در طول ماه بین 20 تا 25 روز در مجتمع حضور داشت. کارشناسان شروع به بررسی لاین PG نمودند و به این نتیجه رسیدند کل لاین(لوله)باید تغییر کند چون این لاین برای چنین فشار و چنین گازی طراحی نشده لذا به سرعت دستور خرید این لاین یا قرض گرفتن آن از سایر شرکتها صادر شد و در این فاصله قرار شد با اعمال تمهیداتی لاین قدیمی وصل و مورد استفاده قرار گیرد منتها بصورت آنلاین مورد رصد قرار گیرد و برخی سنسورهای حساس روی هیدروژن در نزدیکی لاین و محل نشتی قبلی نصب گردید. و برای هر نوع ریسکی چاره اندیشی شده و برنامه لازم برای آن تدوین و برای واحدهای مربوطه ارسال شد.
به دلیل ذکر شده واحدها چند روز از مدار تولید خارج شدند ما از قبل برنامه ریزی کرده بودیم که اگر توقف واحدها بوجود آمد چند پروژه اصلاحی مورد نیاز در واحدها را انجام دهیم از جمله در واحد اوره برخی حفاظ های حرارتی و ایرادات فنی بود که رفع شدند اما پروژه اصلی که افزایش تعداد سوراخ های سینی تاور واحد اوره بود که بنده شب تا صبح خودم در واحد اوره بالای سر تیم اجرایی بودم و زمانی که کار با موفقیت انجام شد کمی استراحت نمودم و ادامه کارها را از نزدیک رصد می کردم. بعد از اتمام کارهای تعمیراتی که بیشتر در واحد های آمونیاک و اوره متمرکز شده بود واحدها وارد مدار تولید شدند و تولید واحد اوره بین 10 الی 15 تن در شبانه روز افزایش یافت. با لحاظ قیمت هر تن اوره 250دلار سود حاصل از این اقدام اصلاحی سالانه 4000*250*30000 معادل 30 میلیارد تومان در سال گردید. و از سال 1394 تا کنون این سود دهی تا زمان حیات واحد تداوم خواهد داشت. البته ما در سال ۹۳ و ۹۴ تمرکز ویژه ای روی خرید استریپر اعمال نمودیم و با پذیرش ریسک پول به حساب سازنده واریز کردیم و بصورت مستمر پیگیری کردیم تا استریپر سریع تر ساخته شود و الحمدا... در نیمه دوم سال ۹۴ که بنده همچنان عضو هیات مدیره پتروشیمی خراسان بودم استریپر که آن همه برای آن تلاش کردیم ساخته و تحویل شرکت شد. عمر استریپر قبلی تمام شده بود و ما با ریسک بالا به تولید ادامه می دادیم اما با آمدن استریپر جدید که ظرفیت آن نیز بالاتر طراحی شده بود واحد اوره نفس راحتی کشید و یکی از موانع اصلی برنامه افزایش ظرفیت واحد برطرف شد.