ماجراي اختلاف مديرعامل جم با مهندس زنگنه
اختلاف بين مديرعامل پتروشيمي جم با وزير نفت در موضوع خط اتان منجر به اين سئوال در بين برخي افراد گرديد كه مديرعامل جم چرا وارد اين تقابل گرديد و چرا ماجرا به دادگستري و نيروي انتظامي كشيده شد ماجرا چه بود؟ اين اختلاف نظر در زمان دو مديرعامل پر رنگ شد زمان مديريت مهندس بهشتيان و بعد از آن زمان مديريت بنده اما عامل اختلاف چه بود و چرا ورود به تقابل در راستاي منافع پتروشيمي جم اجتناب ناپذير بود؟
از سال 91 واحد الفين پتروشيمي كاويان وارد مدار توليد شد كه خوراك آن گاز اتان است خوراك اصلي پتروشيمي جم نيز گاز اتان است. با تثبيت شرايط توليد واحد الفين از سال 92 پتروشيمي كاويان درخواست داشتند كه پتروشيمي جم اتان دريافتي خود را كاهش دهد تا پتروشيمي كاويان بتواند با ظرفيت بيشتري توليد كند اما پتروشيمي جم به استناد قرارداد بلند مدت تامين خوراك اتان كه با شركت گاز منعقد نموده بود دريافت اتان مورد نياز را حق مسلم شركت و سهامداران مي دانست.
سهامدار عمده جم صندوق بازنشستگي كشوري زير مجموعه وزارت كار تعاون و رفاه اجتماعي است. فشار به پتروشيمي جم جهت كاهش اتان دريافتي جم در زمان مدير عاملي جناب مهندس بهشتيان بالا گرفت و تا مرحله درگيري فيزيكي كاركنان بر سر ولو كنترل توزيع اتان پيش رفت. بنده مهر 94 به سمت مديرعامل پتروشيمي جم منصوب شدم، از سال 95 مقدمات بهره برداري فاز دوم شركت پتروشيمي كاويان آغاز شد اما از طرف ديگر توليد اتان منطقه پارس نيز افزايش چنداني نيافت لذا اختلاف ها در موضوع كاهش اتان دريافتي پتروشيمي جم شدت گرفت جناب مهندس زنگنه تصميم گرفتند فاز دوم الفين كاويان حتما وارد مدار توليد شود و مفهوم آن اين بود كه بايد از اتان ورود به پتروشيمي جم به شدت كاسته مي شد و سود شركت جم شديدا كاهش مي يافت و زيان سنگيني به صندوق بازنسستگي كشوري وارد مي شد. اگر مدير عامل شركت مي پذيرفت كه از خوراك اتان دريافتي جم كاسته و آن را در اختيار پتروشيمي كاويان كه متعلق به بخش خصوصي و پتروشيمي باختر بود قرار دهد مجبور مي شد بجاي توليد با 5 كوره گازي با 3 تا 3.5 كوره توليد كند و سالانه بيش از صد ميليون دلار زيان يا عدم نفع به شركت و سهامداران شركت تحميل مي شد لذا مديريت پتروشيمي جم بر اساس دو ادله در مقابل اين موضوع مقاومت نمود اول بر اساس قرار داد بلند مدت بين جم و شركت ملي گاز كه تعهد نموده بود ميزان مشخصي اتان در سال تحويل شركت دهد و دوم تفاهمنامه توزيع گاز اتان بود كه بر اساس آن مديريت توزيع گاز اتان واحدهاي الفيني منطقه بر عهده پتروشيمي جم گذاشته شده بود مالكيت خط اتان نيز متعلق به پتروشيمي جم بوده و مي باشد. مديرعامل جم مي توانست بي تفاوت باشد و اجازه دهد كه هر ميزان اتان از سهميه پتروشيمي جم كه مي خواهند برداشت و در اختيار شركت پتروشيمي كاويان قرار دهند كه در صورت اتخاذ اين تصميم ، مدير عامل جم مورد ستايش و تمجيد و محبت وزير محترم نفت و مديران و سهامداران پتروشيمي باختر به عنوان يكي از بزرگترين هلدينگ هاي پتروشيمي كشور متعلق به بخش خصوصي قرار مي گرفت و خود را در معرض خشم ماندگار قرار نمي داد. موضوع اين بود كه حدود 250 الي 300 هزار تن اتان جم در اختيار پتروشيمي كاويان قرار گيرد كه سود حاصل از اين ميزان اتان در آن مقطع براي پتروشيمي كاويان حداقل 120 ميليون دلار بود (هر چند با فشارهاي شديد اعمال شده چند درصد از اتان دريافتي جم كاسته شد) آري بنده مورد خشم دو قدر قدرت قرار گرفتم. بعد از اينكه نيروهاي وزارت نفت مي خواستند به زور كنترل خط اتان كه مالك آن پتروشيمي جم بود را در اختيار بگيرند و از اين طريق اتان مد نظر براي پتروشيمي كاويان را تامين كنند،بنده ايستادم و از منافع شركت كه به عنوان امانت در اختيار ما بود با تمام توان دفاع كردم، كار به دادگستري رسيد و علارقم فشارها، قاضي حكم به بازگرداندن كنترل خط اتان به پتروشيمي جم صادر نمود و با هماهنگي نيروي انتظامي كنترل خط اتان در اختيار پتروشيمي جم قرار گرفت. وزير محترم نفت با مدير عامل صندوق بازنشستگي كشوري تماس گرفتند و به شدت بنده را مورد نوازش قرار داده و خواستار بركناري سريع بنده شدند با ورود وزير محترم رفاه جناب دكتر ربيعي موضوع بركناري مديرعامل جم متوقف شد اما ناراحتي وزير محترم نفت ادامه داشت تا در جلسه تابستان 97 در حضور مديران عامل پتروشيمي و مسئولين وزارت صمت و انجمن هاي مختلف، مدير عامل جم را مورد حمله شديد قرار دادند. با روي كارآمدن وزير جديد رفاه موضوع بركناري مديرعامل جم مطرح بود اما جناب دكتر تقي زاده مديرعامل صندوق بازنشستگي كشوري زير بار اين موضوع نرفتند از طرفي هم ما در آذر ماه 97 آن اورهال بزرگ را داشتيم بعد از اورهال و وارد شدن شركت به مدار عادي توليد و با بركناري دكتر تقي زاده از مديرعاملي صندوق بازنشستگي كشوري در 5 فروردين 98 چند روز بعد مديرعامل جم بركنار شد. نتيجه دفاع از منافع جم و سهامداران آن براي مدير عامل چه بود؟ فشارهاي شديد روحي و بركناري
بنده همواره از حاشيه سازي دوري كرده و مي كنم اما وقتي تعهد و وظيفه شناسي حكم مي كند كه بي تفاوت نباشيم چه بايد كرد؟ بايد به اين سئوال مهم پاسخ داده شود كه در نظام مديريت ايران مديران عامل بايد صرفا به منافع كوتاه مدت و بلند مدت خود بيانديشند يا متعهد و وظيفه شناس باشند ؟ سيستم از كدام شيوه دفاع مي كند؟ مديران فعال، جسور، خلاق و با پشتكار بيشتر مورد حمايت هستند يا مديران بله قربان گو و كم تحرك؟ آيا سزاوار است مديرعاملي بخاطر دفاع از منافع سهامداران و زير پا گذاشتن منافع خود در انتها ظالمانه تحت فشار همه جانبه قرار گيرد و انگ حاشيه سازي به وي زده شود؟!