شب پر از نگرانی همراه با تمرکز دانش و تجربه در واحد الفین
ابتدای زمستان ۱۳۹۷ بود اورهال بزرگ و همه جانبه همراه با ده ها پروژه اصلاحی در واحدهای مختلف به پایان رسیده بود که خبر رسید کمپرسورغول پیکر ۳۰۱ واحد الفین در میانه راه راه اندازی خاموش شده و این به مفهوم چند روز تاخیر در راه اندازی واحدها بود. به سرعت خود را به مجتمع رساندم و در مسیر نیز مدام با مدیران و کارشناسان مرتبط در تماس بودم چند بار تلاش جهت راه اندازی این کمپرسور عظیم بی ثمر بود. پس از بازدید از وضعیت کمپرسور و تشریح موضوع توسط تیم کارشناسی از آنها خواستم با مسئولین مربوطه در واحدهای الفین مارون، امیرکبیر، اراک، کاویان و اریاساسول و مروارید تلفنی و حضوری همفکری و مشورت کنند مدیران و کارشناسان جم با تمام توان پیگیر حل موضوع بودند و با همه کسانی که احتمال داشت بتوانند کمک کنند مشورت کردند با نماینده شرکت زیمنس نیز مشورت کردند ما از یکی از افراد با تجربه بالا نیز خواستیم که اول صبح روز بعد خود را به مجتمع برسانند که ایشان نیز چنین کردند و ساعتها با تیم فنی راه اندازی هم اندیشی کردند تیم فنی بصورت شبانه روزی روی شناسایی مشکل کار می کردند و بنده نیز در کنار آنها بودم بعد از دو روز کمپرسور آماده راه اندازی شد حدود ساعت ۲ کمپرسور روشن شد و ما دعا می کردیم که دور کمپرسور از ۳۵۰۰ بگذرد و مجدد پس از رسیدن به آن دور خاموش نشود بنده که خیلی نگران بودم و چند شب بود از مجتمع خارج نشده بودم از واحد الفین خارج و شروع به سرکشی به ۵ واحد تولیدی دیگر و پروژه های در حال اجرا نمودم انتظار داشتم و دعا می کردم ساعت ۴ که دور از ۳۵۰۰ می گذرد خبر این خبر خوش را به بنده بدهند ساعت ۴ وارد اتاق مهندس عزیز سارنگ سلیمانی معاون مجتمع شدم دیدم مدیران و سرپرستان همه آنجا جمع شده بودند مسئولان خدمات فنی، بهره برداری، واحد الفین و سایر مسئولان مرتبط چند شبانه روز تلاش کرده و خسته بودند پرسیدم چه شده با ناراحتی گفتند همه تلاشمان را کردیم هر چه خودمان تجربه و دانش داشتیم بکار گرفتیم از دانش و تجربه همه شرکتها و افرادی که می شناختیم استفاده کردیم حتی نیروهای خبره برخی واحدهای الفینی را به مجتمع دعوت کردیم و آنها حضوری مشکل را بررسی کردند اما فایده ای نداشت و کمپرسور مجدد پس از رسیدن به دور ۳۵۰۰ خاموش شد. هر روز تاخیر در راه اندازی کمپرسور به مفهوم چند میلیون دلار عدم النفع بود فشار سنگین روحی بر همه ما وارد شده بود بنده شب و روز می دیدیم که تیم فنی و اجرایی با چه تعصب و روحیه خوبی در حال تلاش بودند و چقدر خسته شدند. در آن لحظه به آقای قیامی معاون واحد تعمیرات گفتم شماره تلفن شخصی که قبلا در پتروشیمی خراسان در حل مشکل کمپرسور به ما کمک کرد را دارید گفتند بله سریع از طریق واتساپ با ایشان تماس گرفتند ایران نبودند. بنده موضوع را برای ایشان شرح دادم هنوز توضیحات بنده به میانه نرسیده بود ایشان مابقی ماجرا را بیان کردند و گفتند بله بنده قبلا خارج از کشور تجربه مشابهی داشتم و راه حلش را می دانم راه حل هم ساده است یک شماره تلفن به بنده دادند و گفتند ایشان دستبار بنده الان ایران است با ایشان تماس بگیرید و بگوئید فلان ترم افزار را برای شما ارسال کنند خودشان هم به مجتمع بیایند بنده با آن شخص تماس گرفتم و پس از شرح ماجرا خواستم ضمن ارسال نرم افزار برای رئیس واحد ابزار دقیق تا زمان رفع مشکل و راه اندازی اندازی واحد بصورت مستمر با تیم فنی در تماس باشند. بعد از این مکالمه همگی به سمت واحد الفین حرکت کردیم. احساس کردیم فرجی حاصل شده نرم افزار ارسال شد ما از چند نفر نیروی خبره و زبده ترم افزار نویس واحد ابزار دقیق خواستیم که وارد اتاق کنترل ابزار دقیق شوند و تا زمانی که کمپرسور کاملا راه اندازی نشد ارتباط به کارشناس مد نظر قطع نشود تا ساعت حدود ۱ شب چند جلسه با تیم برنامه نویس داشتیم هر بار که می گفتند برنامه آماده اجرا است ما از آنها می خواستیم کلیه مراحل و کلیه احتمالات را شرح دهند و از آنها می خواستیم برای یک سری احتمالات دیگر که لحاظ نشده بود نیز برنامه را تکمیل کنند در این فاصله از تیم تعمیرات نیز خواستیم بخش راه انداز اولیه کمپرسور را نیز مجدد بررسی کنند و هر اصلاحی لازم است انجام دهند از تیم ابزار دقیق هم خواستیم تمامی تابلوهای کنترلی را مجدد بررسی کنند و هر قطعه ای که احتمال می دهند ایراد داشته باشد را تعویض کنند. ما در این مدت سیستم DCSو ESDو خصوصا بخش common مشترک را بررسی کردیم چون مشکل اصلی در همین سیستم نرم افزار بخش مشترک بود. حدود ساعت ۱ شب دیگر قانع شدیم که کمپرسور را راه اندازی کنیم بنده تا حدود یک ساعت بعد از راه اندازی در واحد الفین ماندم و دائم آیه الکرسی می خواندم و دعا می کردم
بعد از آن سوار دوچرخه شدم و شروع بازدید از واحدهای پائین دستی نمودم و به آنها خسته نباشید گفته و آخرین وضعیت سایر واحدهای تولیدی را رصد می کردم اما فکرم معطوف کمپرسور بود ساعت حدود ۴ صبح به بنده خبر مسرت بخشی که منتظر شنیدن آن بودم رسید کمپرسور از دور ۳۵۰۰ عبور کرد و مشکل حل شد همه خوشحال بودیم و ۳ شبانه روز تلاش مستمر و خستگی ناپذیر نتیجه داد. می گویند دفاع مقدس تماس شد و دیگر آن روحیه جهاد و مجاهدت برای ملت و کشور نیز رفت اما بنده در اورهال سال ۹۷ همان روحیه ای را که در شب عملیات و در دوران جهاد و شهادت می دیدم در این اورهال و در زمان راه اندازی کمپرسور اصلی واحد الفین به عینه مشاهده می کردم یکی از کارشناسان بعد از چند شبانه روز کار انقدر خسته شد که از حال رفت او را به درمانگاه بردند اتفاقا یکی از مدیران نیز درمانگاه روی تخت کناری بود اما بین آنها پرده بود و یکدیگر را نمی دیدند دوست آن کارشناس به وی گفت برو خوابگاه استراحت کن چقدر خودت را اذیت می کنی اما او در جواب گفت چگونه به خوابگاه بروم و استراحت کنم وقتی مدیرعامل شب و روز در سایت است و از خواب و استراحت خود گذشته است منظور از بیان این مطلب تاثیر عملکرد مدیران بر تعصب تلاش و از خودگذشتگی نیروهای رده پائین است شور و شوق اورهال و روحیه زیبای مدیران کارشناسان کارگران شورانگیز بود و مرا به وجد می آورد.